به نام خدا

آقای دکتر حبیبی داور مقالات ISI، پژوهشگر نمونه کشور، پژوهشگر برتر نانو کشور و .. از اعضای هیئت علمی دانشکده ی شیمی دانشگاه اصفهان هستند. متن زیر حاصل بخشی از دو ـ سه ساعتی است كه میهمان این بزرگواران بودیم.

آقای دکتر حبیبی؛ از رشته ی تحصیلی، دانشگاه هایی که تحصیل می کردید و خلاصه ای از فعالیتهایی که انجام داده اید شروع کنیم؛ بفرمایید.

از سال 62 تا به امروزاستاد دانشگاه اصفهان هستم. سال 62 بحبوبه جنگ بود و من تازه از آمریکا فارغ التحصیل شده بودم، اکثرا رفته بودند جنگ و ما با کمبود استاد مواجه بودیم. دررشته ی شیمی کارشناسی و بعد ارشد و بعد دکتری راه اندازی کردیم و نهایتا سال گذشته گروه شیمی دانشگاه اصفهان به دانشکده تبدیل شد.

در آن سال ها تا به امروز برای من وضعیت دانشگاه ها امیدوار کننده است. اکثر دانشگاه ها امروز در رشته های مختلف کارشناسی ارشد و دکتری دارند. سال 62در آمریکا کار بود_تدریس و تحقیق_ اما دیدم که کشور نیاز دارد. شما ببینید سال 62 چندتا استاد داشتیم؟ دانشگاه چه وضعیتی داشت و آلان چه وضعیتی؟

 

ماحصل این سال ها 200 مقاله ، داوری 300 مقاله ی بین المللی ، حدود 10 کتاب درسی و... . هم اکنون نیز ناشر های معروف مقاله هایی برای من ارسال می کنند تا داور ی کنم. تعداد زیادی از دانشجویان دکتری و ارشدی که تربیت کردم در حال تدریس در شرق و غرب ایران هستند. در سال 78 پژوهشگر نمونه ی کشور، پژوهشگر برتر نانو کشور و چندی پیش انجمن شیمی، ما را به عنوان استاد برجسته ی شیمی معدنی کشور در کنگره معرفی کرد.10 -12 سال پیش که برای اولین بار بحث نانو در ایران مطرح شد ما وارد آن حوزه شدیم و ستاد نانو کشور، ما را به عنوان محقق برتر معرفی کر د و خب دیدیم که در رشته ی نانو، کشورمان در جهان رتبه ی تک رقمی(7یا8) را کسب کرد.

حیطه ی فعالیت های جانبی در دوران دانشجویی و استادی:

در واقع می شود گفت که تمام فعالیت هایم در همین زمینه بوده است. .من سال 48 برای رشته ی شیمی وارد دانشگاه  تهران شدم. از طرف دانشگاه برای تدریس شیمی به مدارس تهران معرفی شدم. دو سال سربازی از سال 52 تا 54 به عنوان افسر وظیفه در یکی از نقاط محروم کشور، شهر ایرانشهر در سیستان و بلوچستان که حتی یک دبیر هم نبود تدریس شیمی می کردم. در آمریکا هم که برای ادامه تحصیل در ارشد و دکتری رفته بودم در کنار تحصیل باز هم تدریس می کردم.

در سال هایی که آمریکا بودم درانجمن اسلامی دانشجویان و جهاد پژوهش های علمی که همین بچه های ایرانی درست کرده بودند، فعالیت می کردم. چون کشورمان در حال جنگ بود مشکلاتی که عمدتا نحوه ی مقابله با بمب های شیمیایی بود، به ما ارجاع داده می شد و ما پس از تحقیق نتایج را به ایران ارسال می کردیم.

انگیزه؟

انگیزه از طریق علاقه مشخص می شود. اکثر دانشجویانی که الان رشته ی شیمی یا هر رشته ی دیگری هستند قریب به اتفاقشان با علاقه وارد نشدند و همین باعث شده کار را جدی شروع نکنند و خب این خوب نیست.

بالاخره این جرقه که به چیزی علاقه داریم باید زده بشود. هر کسی باید خودش کمک کند و زمینه ای را که علاقه دارد مشخص کند و البته بهترین کسی که می تواند کمک کند خود فرد است.

در سال48 وقتی من وارد دانشگاه شدم اصلا ما چه تعداد پزشک داشتیم؟ شاید مجموعا 10تا هم نمی شد. اون قدر کمبود پزشک داشتیم که از هند و پاکستان پزشک وارد می کردیم. بازار پزشکی خیلی داغ بود اما با این حال _چون نمی خواستم کار تجاری بکنم_خودم به خودم مراجعه کردم ببینم به چه چیز علاقه دارم. دیدم که به شیمی علاقه مندم. اما متاسفانه این مشکل هست که دانشجویان با علاقه نمی آیند و یا اصلا نمی دانند علاقه شان در چیست؟ قطعا هر کسی حداقل در یک زمینه علاقه مند است. باید دنبالش برود. ما اینجا دانشجویانی داشتیم که اومده شیمی اما بعد از یک مدتی متوجه شده که به شیمی علاقه ندارد، راهنماییش کردیم تغییر رشته دادند. عکسشم را هم داشتیم. دانشجویی بود که در المپیاد شیمی در کشور اول شده بود و بدون کنکور شیمی دانشگاه اصفهان را اومد. به طور همزمان هم پزشکی را شروع کرده بود ولی  یه مدت بعدش پزشکی را رها کرد و فقط شیمی را ادامه داد. الان هم ایشون یکی از موفق های شیمی در کشور هستند. این ها درسته. اما نه اینکه با جاروجنجال و هیاهو ببینیم الان بازار چیه؟ مردم چه می گویند؟ باید به هر صورت بگردیم. دانشجویان ما معمولا این کار را نمی کنند. باید بگردند ببینند از زندگی شان چه می خواهند؟ دنبال چه چیزی هستند؟

در چه زمینه هایی فکرشان بهتر کار می کند زمینه های فکری شان در چه زمینه هایی است؟ براین اساس باید علاقه شان را مشخص کنند.

در فضای دانشگاه چه چیزی اذیتتان می کند؟

آنچه الان آزاردهنده است کمبود بودجه است. رشته هایی مثل شیمی که رشته هاش تجربی هستند پرهزینه اند. بالاخره باید بودجه برایش در نظر گرفته شود. اولویت اول در دانشکده ی شیمی مسئله بودجه است.

به نظرشما تحریم ها بر روند علمی کشور چه تاثیری دارد؟

بنده مشکل اساسی را از درون میببینم؛ ازخودمان. فضای عمومی کشور به نیروی کارآمد داخل، آن طور که باید اهمیت نمی دهد. به دلیل تحریم ها نمی توانیم تعاملی با دانشگاهها ی دنیا داشته باشیم یا حتی نمی توانیم از مقالات موجود استفاده کنیم و اینها خواه نا خواه بر روند علمی تاثیر می گذارد، البته این بعد منفی قضیه است. ما علی رغم اینکه تحریم داشتیم باید به نیروهای داخلی روی می آوردیم، به تحصیل کرده های داخل. البته نمی گویم این اتفاق نیافتاده اما آن جور که باید و شاید نیست. خیلی راحت جنس را از آلمان و چین یا هر جای دیگر می گرفتند؛ چندین برابر قیمت می گرفتند. الان آن جنس را نمی دهند، درست؟ وقتی متخصصین داخل آن را بهتر می توانند روی میز بگذارند با قیمت واقعی اما می ببینیم صنعت به دلایلی که فعلا جای گفتنش نیست، به اولی رغبت بیشتری نشان می دهد.و این نکته ای است که واقعا باید به آن توجه کرد. چرا؟ چرا ما به متخصصین داخلی مان آن قدر اهمیت نمی دهیم؟ این در حالی است که باید برای گرفتن همان جنس از خارج، التماس کنیم. دلار را با مشکلات بفرستیم وقتی جنس آمد کسی نیست که جنس را پشتیبانی کند؛ چون نمایندگی ندارند. باید قوانین کشور در این موارد اصلاح بشود باید به سراغ نیروی کارآمد داخلی برویم.

نظرتان در مورد پژوهشگاه های دانش بنیان چیست؟

به هر صورت شرکت های دانش بنیان قدمی است که دنیا در حال تجربه کردن است، که البته راه درست و صحیحی است اما سوال اساسی این جاست که این شرکتها می خواهند چه کاری را و برای کجا انجام بدهند؟ برای صنعت کشور انجام بدهند؟ صنعت که توجیه نیست. یعنی عادت کرده اند جنس را از خارج تهیه کنند. بعضا دیده ایم متخصصین داخلی که برای تولید اعلام آمادگی می کنند، اما صنعت باورش نمی شه.

به نظر شما شهادت شهدای هسته ای چه تاثیری بر فضای عمومی کشور داشته اند؟

شهادت این بزرگواران  تاثیر مثبت و مستقیمی بر روند علمی کشور داشت. فداکاری آنها قطعا موثر است و نکته ی مهم این که آنها در گوشه ای از کشور بدون سر و صدا و بدون هیچ انتظاری داشتند برای اعتلای کشور کار می کردند قبل از آن که شهید بشوند تعداد کمی آن ها را می شناختند و این نشان دهنده ی این است که آن ها برای اهدافشان و با توجه به علاقه شان ایستادند و تا پای جانشان هم ایستادند و جوان ها ی ما که در ابتدای کار هستند باید این را مد نظر داشته باشند. به هر صورت آن ها برای جوانان ما می توانند الگو های خوبی باشند.

اگر بنا باشد که شما به دلیلی از کشور مهاجرت کنید به چه دلیلی می روید و به چه کشوری؟

اول از هرچیز باید هدف را مشخص کرد، به چه هدفی؟ اگر هدف مشخص شود مهاجرت معنی پیدا می کند از کسانی که قصد مهاجرت دارند باید هدفشان را پرسید. به کدام هدف میخواهی برسی؟

من وقتی سال 52 لیسانسم را گرفتم فقط یک هدف داشتم و آن ادامه تحصیل بود و چون از لحاظ علمی آن زمان آمریکا جایگاه بالایی داشت آن جا را انتخاب کردم و روزی هم که درسم تمام شد برگشتم چون مهاجرتم فقط برای آن هدف بود. البته این به این معنی نیست که هر کس می خواهد مهاجرت کند فقط برای درس خواندن باشد ایرادی ندارد. نکته مهم همان است که گفتم هدف که مشخص باشد مکان نیز مشخص است.

عامل موفقیت و پشت کارتان را در چه می دانید؟

به نظرمن اولین قدمش علاقه است و بعد از آن ثابت قدم بودن در مسیر.

البته خانواده یک فاکتور مهمی است، من در خانواده ای بزرگ شدم که اکثرا معلم یا دبیر بودند این تاثیر داشت اما کافی نبود. باید علاقه ی اولیه را پیدا کرد و آن را دنبال کنیم.  ثابت قدم بودن با هر چیزی به وجود نمی آید؛ با عمل به وجود می آید. با علاقه و وقت گذاشتن است که به وجود می آید.

بهترین کتابی که مطالعه کردید چه بوده است؟

در کتاب هایی که مطالعه کرده ام کتاب های شهید مطهری، اما قبل از اینکه با کتابهای شهید مطهری آشنا بشوم. با سخنرانی های دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد تهران آشنا بودم. هنوزم با اینکه کتب این بزرگواران را بارها خوانده ام اما دوست دارم باز هم آنها را بخوانم، شاید یادآور روزهای سال 48_ام باشد.

با وجود اینکه آن سال ها رشته ی پزشکی داغ بوده چرا شیمی را انتخاب کردید؟

به خاطر علاقه ای که از دبیرستان به شیمی داشتم. علاقه مندی به شیمی را در سال های قبل از دیپلم خود را مرهون معلم های خود هستم. در سال 48 می توانستم رشته های پزشکی تهران و شیراز و اصفهان را قبول شوم اما فقط شیمی دانشگاه تهران را انتخاب کردم. از دانشگاه تهران دو لیسانس شیمی و شیمی علوم تربیتی را گرفتم و پس از آن با هزینه ی شخصی برای کارشناسی و دکتری راهی آمریکا شدم و در ایالتی در تگزاس تحصیلم را ادامه دادم.

جنابعالی فرمودید 200 مقاله ISI دارید .به نظر شما ISI در فضای علمی چه نقشی داشته است.؟

مقاله ISI مقدمه و الفبای کار است، اگر هر کسی بخواهد در هر کشوری پژوهشی انجام دهد یکی از اجزا و الفبای کار او مقاله است که طبعا باید تکمیل شود و البته نباید به مقاله ختم شود. در سال های اخیر به مقالات توجه بیشتری شده است ولی در حال حاضر در جلسات مختلف به یک پله بالاتر که ثبت اختراع و به رسمیت شناختن مالکیت معنوی است اشاره می کنیم.

 

 

ارتباط با مسئول بسیج دانشجویی

شبکه های اجتماعی

کانال بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان @uisb_ir
کانال تلگرام فرکانس 313 @ferekanse313
کانال تلگرام پایگاه فنی و مهندسی @eng_uisb
کانال تلگرام پایگاه ادبیات @BasijAdabiatEsf
کانال پایگاه علوم تربیتی و روانشناسی @psychobasig
کانال تلگرام هیات مکتب الزهرا @maktabazzahra_esfahan