نگاهی به اوضاع داخلی و خارجی ایران به هنگام تسخیر لانه جاسوسی


بسم الله الرحمن الرحیم
تا آمریکا نرود و تا دست این ابر قدرت ها از روی مملکت ما برداشته نشود، ما نهضتمان برقرار است و فریادمان هم برقرار است...   ۱۷ مهر ۱۳۵۷
این جملات از زبان امام خمینی (ره) مبین این حقیقت آشکار است که هدف اولیه انقلاب اسلامی ایران بیرون راندن و کوتاه نمودن دست شیطانی آمریکا از ایران بوده و علت اصلی مخالفت با شاه و رژیم پهلوی، نوکری و تبعیت بی چون و چرای این حکومت از سیاست های غاصبانه آمریکا بوده است. آمریکایی که قبل از انقلاب برای به ثمر نرسیدن انقلاب اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نکرده بود. از جمله جنایات آمریکا در این دوره کشتار مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ بود که امام خمینی در مورد این واقعه می فرمایند:
... و هنوز چشم ها گریان و دل ها بریان است برای یک قتل عمومی که دست آمریکا و سایر اجانب از آستین شاه بیرون آمده و ملت را به عزای دیگر می نشاند...
آمریکایی که عامل کودتای ننگین ۲۸ مرداد بود که در پی آن ۲۵ سال از رژیم وابسته و غیر انسانی و ضداسلامی شاه خائن همة پشتیبانی های لازم را کرد؛ و باعث عقب افتادگی و گرفتاری هرچه بیشتر ایران و مسلمانان گردید. با این مقدمة کوتاه انتظار می رفت و به حق بود که همزمان با بیرون راندن شاه از مملکت، مردم بریزند و سفارت آمریکا را بگیرند. با این حال شاید هنوز ۹ ماه دیگر نیاز بود تا انقلاب به هدف اولیة خود برسد. درست زمانی که ملت ایران عزم خود را برای ادارة کشور به دست خویش بر پایة اسلام برداشته بود، توطئه های آمریکا علیه ایران شروع شد. این توطئه ها از وجود یک مرکز دسیسه چینی و فتنه در داخل کشور حکایت می کرد.
همچنین با ورود شاه به آمریکا و حمایت همه جانبة کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا، از وی، نفرت ملت ایران از آمریکا عمیق تر شد. مردم ما در گوشه و کنار مملکت پرپر می شدند و آمریکایی ها تمام قد از جنایتکاران حمایت می کردند...
دولت انقلابی ایران مشتاق است روابط خوب خود را با آمریکا از سر بگیرد!   مهندس بازرگان  ۳۰/۱۱/۵۷
در زمانی که آمریکا از هیچ تلاشی برای نابودی انقلاب اسلامی ایران و بازگرداندن شاه مخلوع و تسلط دوباره بر ایران دریغ نمی کرد؛ و ملت ایران، آمریکا را منبع بزرگ و بی پایان توطئه علیه خود تلقی می کردند، مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت، از هر فرصتی برای عادی سازی روابط و مذاکره با مقام های آمریکایی استقبال می کردند. اوج نارضایتی مردم از این روابط دولت با آمریکا هنگامی بود که در الجزایر بازرگان و ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجة دولت موقت، که از طرف ایران برای شرکت در جشن سالگرد انقلاب الجزایر به آن جا رفته بودند، با برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، ملاقات کرده و به مدت یک ساعت و نیم با او مذاکره کردند. برژینسکی فردی بود که در زمان وقوع انقلاب اسلامی، خواستار سرکوب نظامی انقلاب و طرفدار کودتای نظامی برای پیشگیری از انقلاب ایران بود. با پخش این ملاقات در تلویزیون ایران، مردم شدیداً نسبت به این عمل اعتراض کردند. در چنین شرایطی آمریکایی ها به بهانة مداوا و معالجة شاه به وی پناه دادند و این کار کاسة صبر ملت ایران را لبریز کرد. این در حالی بود که دولت موقت در برابر این اقدام حتی فعالیت دیپلماتیک موثری انجام نداد...

ملت ما برای همه چیز آماده است، ادامة روابط با آمریکا برای ما چه سودی دارد؟ الهی این روابط هرچه زودتر قطع شود...   ۲/۱۲/۵۷  امام خمینی(ره)
جنبش دانشجویی در آن زمان با مشاهدة موضع صریح امام خمینی (ره) دربارة رابطه با آمریکا و آگاهی کامل از شرایط انقلاب، با رسیدن به این تحلیل که مرکز دسیسه چینی و فتنه انگیزی علیه انقلاب، سفارت خانة آمریکا می باشد، دست به اقدامی تاریخی زد. اقدامی که از نگاه مهندس بازرگان و دولت موقت یک اقدام غیردیپلماتیک بود، اما اگرچه سفارت خانة هر کشوری بخشی از خاک آن کشور محسوب می شود و تصرف یا تعرض به آن مغایر با عرف دیپلماتیک و حقوق بین المللی است؛ اما ماهیت سفارتخانة آمریکا در ایران نیز به شکل کاملاً محسوسی غیرمتعارف شده و آن را از شکل دیپلماتیک خود به کلی خارج ساخته بود؛ و به مرکز توطئه و جاسوسی علیه انقلاب تبدیل شده بود. توقع از ملت هوشیار و بیدار ایران چه بود؟ بنشیند و توطئه های رنگارنگ را نگاه کند که همة هستی آن ها را نشانه رفته بود؟
بدین ترتیب جنبش دانشجویی با این تحلیل که با گرفتن سفارت خانه آمریکا هم سدی بر توطئه های بعدی آمریکا علیه ایران و هم موجب سقوط دولت موقت می شود، دست به این اقدام زد. این قضیه کاملاً درست تحلیل شده بود؛ زیرا بعد از آن با قطع رابطة آمریکا با ایران، زمینه های نفوذ و توطئه چینی آمریکا در ایران از بین رفت و همچنین موجب استعفای دولت موقت و حذف آنان از قدرت شد. استعفای دولت موقت نیز یک ترفند سیاسی برای بازگشتن به قدرت بود. چرا که قبل از آن امام بارها استعفای دولت بازگان را رد کرده بود، آنان بر این باور بودند که این بار نیز چنین اتفاقی خواهد افتاد. دولت موقت می تواند این بار با گذاشتن شرط و شروطی از جمله آزادی جاسوسان آمریکایی و نیز رهایی از مداخلة نیروهای انقلابی در کشور، دوباره به قدرت بازگردد. اما این ترفند با هوشیاری امام خنثی شد و امام استعفای بازرگان را پذیرفت.
اما خمینی در سال بعد، اشارة صریح به دولت موقت و عملکرد آن نمودند:
« از اول هم به سبب الزامی که من تصور می کردم، دولت موقت را قرار دادم، خطا کردیم، از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد و بتواند مملکت را اداره کند نه یک دولتی که نتواند، منتها آن وقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم آشنا بتوانیم انتخاب کنیم. انتخاب شد و خطا شد. »
امام در روز ۱۴ آبان یعنی فردای اشغال سفارت آمریکا در تهران در سخنرانی در جمع کارکنان بیمه مرکزی ایران در شهر قم با موضوع توطئه های آمریکا، اولین عکس العمل خود و حکومت جمهوری اسلامی را نسبت به کار دانشجویان نشان دادند:
«آن مرکزی هم که جوان های ما رفتند گرفتند ـآن طور که اطلاع دادندـ مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. آمریکا توقع دارد که شاه را ببرد آنجا مشغول توطئه، پایگاهی هم اینجا برای توطئه درست کند، و جوان های ما بنشینند و تماشا کنند. باز ریشه های فساد (دولت موقت) به فعالیت افتاده بودند که ما هم دخالتی بکنیم و جوان ها را بگوییم که شما بیرون بیایید از آنجاییکه رفتند. جوان ها یک کاری کردند برای اینکه دیدند یک شاهی در طول ۵۰ سال، این مملکت را به غارت کشیده است و این قدر قتل نفس کرده است، کشتار عمومی کرده است. در ۱۵ خرداد و از آن وقت تا حالا شاید صدهزار نفر ما مقتول داشتیم. توقع دارند که یک کسی که به این ملت آن طور کرده است و حالا آمریکا با یک بهانة بی خود او را برده نگ داشته در پناه خودش، و برایش وسایل آرامش تهیه کرده است و جوان های ما که آن جا  اظهار مخالفت می کنند، آن ها را یا متفرق می کنند یا حبس می کنند.
... امروز خیانتهای زیرزمینی است. یک توطئه های زیرزمینی است که توطئه های زیرزمینی در همین سفارت خانه ها که هست دارد درست می شود؛ که مهمش و عمده اش مال شیطان بزرگ است که آمریکا باشد. »
امام خمینی در مقابل توطئة اشغال دیگر سفارتخانه هایی که برخی برای زیر سوال بردن جریان اشغال سفارت آمریکا و به انزوا کشاندن جمهوری اسلامی ایران در روابط بین الملل مطرح می کردند، آگاهانه به مقابله بر خواستند و در سخنرانی ۱۶ آبان در جمع دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان، مانع از ادامة اشغال سفارت خانه های خارجی شدند:
«فرض کنید که بیخ گوش آن ها بخوانند که خوب انگلیس هم مثل آمریکا، چه فرقی می کند! بریزند آنجا را خراب کنند. خوب عراق هم مثل آن جا، چه فرقی می کند، بریزند آنجا را هم بگیرند. که ما را معرفی بکنند که نه تنها قضیه روی موازین نیست، قضیه روی هرج و مرج و درهم برهم و هرکه هرکاری دلش می خواهد بکند است، تا به دنیا بفهمانند که یک مملکتی است که محتاج قیام است...»

دولت آمریکا که تمام راه ها را برای آزادی گروگان ها آزموده بود و دست به جایی نبرده بود، با ریختن یک طرح حساب شدة نظامی تصمیم به نجات گروگان ها گرفت. این عملیات که به اسم رمز پنجة عقاب شناخته می شود در اثر طوفان شن در بیابان طبس به شکست انجامید.
پس از شکست در عملیات پنجة عقاب، گروهی از طرف جیمی کارتر، رئیس جمهور آمریکا، قصد سفر به ایران برای گفتگو و مذاکره برای آزادی گروگان ها داشتند. امام با شنیدن خبر اعزام این هیئت پیغامی داد که امکان هر گونه مذاکره را ملغی کرد؛ ایشان در روز ۱۶ آبان ۵۸ در پیامی خطاب به شورای انقلاب و مسئولان دولتی با عنوان عدم ملاقات با نمایندگان آمریکا می فرمایند:
«از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند. لهذا لازم می دانم متذکر شوم دولت آمریکا که با نگهداری شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفی دیگر آنطور که گفته شده است سفارت آمریکا در ایران محل جاسوسی دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامی است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه برای نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:
۱- اعضای شورای انقلاب اسلامی به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.
۲- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.
۳- اگر چنانچه آمریکا، شاه مخلوع را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضی از روابطی که به نفع ملت است باز می باشد.»
حال با وجود آنکه ۳۸ سال از انقلاب می گذرد؛ آمریکا، این شیطان بزرگ نه تنها از دشمنی و جاسوسی علیه ملت ایران دست برنداشته، بلکه در این عناد و دشمنی محکم تر شده است. ۸ سال جنگ تحمیلی و فتنه های سال ۷۸ و ۸۸ و همچنین تحریم های پی در پی، حاکی از این مدعاست. در نتیجه با توجه به فرمایشات امام و همچنین شرایط فعلی روابط خارجه ایران، اکنون نیز مانند سال ۵۸، هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات و مذاکره با آمریکا را ندارند.
با وجود آنکه در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ تمام راه های مداخله و نفوذ آمریکا در ایران بسته شد؛ اما عوامل آمریکایی دست از تلاش برای نفوذ در ایران برنداشتند و با متوسل شدن به راه های مختلف که مهمترین آن ها استفاده از عوامل نفوذپذیر در دولت ایران است، درصدد عادی سازی روابط ایران و آمریکا و محکم کردن جای پای خود در ایران از طریق بازگشایی سفارتخانه آمریکا برآمدند. لذا اکنون در این برهة حساس تاریخی، جنبش دانشجویی باید حماسة دیگر بیافریند و با موضع گیری صحیح و به موقع، از ورود و نفوذ شیطان بزرگ به کشور عزیزمان جلوگیری به عمل آورد.

 

ارتباط با مسئول بسیج دانشجویی

شبکه های اجتماعی

کانال بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان @uisb_ir
کانال تلگرام فرکانس 313 @ferekanse313
کانال تلگرام پایگاه فنی و مهندسی @eng_uisb
کانال تلگرام پایگاه ادبیات @BasijAdabiatEsf
کانال پایگاه علوم تربیتی و روانشناسی @psychobasig
کانال تلگرام هیات مکتب الزهرا @maktabazzahra_esfahan